عالمی که انسان نام گرفت قسمت سی و یکم

عالمی که انسان نام گرفت/ عالم و آدم – قسمت سی و یکم

 

مهمترین و ضروری ترین علم آن است که برای حیات، نشاط و توانایی انسان، اساسی ترین مطالب را دارا باشد.به همین منظور قصد داریم مطالبی شامل سه بعد انسان شناسی (جسم‌شناسی، ذهن شناسی و روح شناسی)را با زبانی ساده تقدیمتان کنیم. باشد که راه گشا باشد.

 

عالمی که انسان نام گرفت قسمت سی ام

 

مدیریت لذت :
نکته‌ی مهم اینجاست که پرورشِ روح، برای فهم و دستیابی به جهان، سرعت را به صورتی غیر قابل تصور بالا می‌برد. اکتشافات و ابداعات دانشمندان بیشتر از آنکه نتیجه‌ی یک ذهن فعال باشد، ثمره‌ی همراهی انسان با روح می‌باشد. همچنین پرورش این بُعد سخت‌ترین مسائل را به صورتی عجیب، آسان و قابل دسترس می‌کند، علاوه بر آن لذت بردن از تسلط و احاطه بر جهان بدون پرورش روح امکان پذیر نیست. روح است که از جسم لذت بردن را می‌خواهد ولی او فقط به اندازه‌ی فهمش لذت‌ها را انتخاب می‌کند چون لذت است که راهنمای انسان به اوج‌هاست. آیا در هنگامی که شیرینی سیب را می‌چشید و زبان را تنها چشنده‌ی طعم شیرین آن می‌دانید از خود سؤال کرده اید که از خوردن سیب، جسم بیشتر لذت می‌برد یا روح؟ اگر جسم است پس در موقع بی هوشی چرا دیگر زبان لذت نمی‌برد و شما چیزی احساس نمی‌کنید؟ اگر گستردگی لذت‌های روحی را بشناسید، دیگر برای تنوع لذت‌های جسمی آنقدر خود را به زحمت نمی‌اندازید چون هر لحظه لذت می‌برید و مکان و زمان برایتان مطرح نیست…!
باید گفت آنچه شور و حرکت را در تمامی شئون باعث می شود، دوست داشتن منفعت و به دنبال آن رشد و در نتیجه لذت حاصل از آن است. لذت آموختن، لذت تجربه کردن، لذت رشد نمودن، لذت خوردن، لذت خوابیدن، لذت ورزش کردن، لذت گروه بودن، لذت خندیدن، لذت اداره ی زندگی جدید، لذت فرزند داشتن و… . اما گاه این لذت ها روز به روز ضعیف تر و کهنه تر می گردند، چون تکرار، لذت ها را می ساید. ولی در بین انسان ها دیده می شوند کسانی که هر چند عمرهای طولانی دارند، لکن لذت ها هر لحظه برایشان تازه تر و ناب تر است. تفاوت این دو گروه درمدیریت لذت هاست، به فرموده ی بسیاری از حکماء اندازه و محدوده ی لذت هر انسانی از پیش مشخص است، اما باید خود مدیریت کند تا این مقدار در نقصان قرار نگیرد. همان طور که در کره ی زمین هرساله ابرها تقریبا به یک مقدار ثابت می بارند اما می بینید در گذشته از آنجا که بشر دخالت کمتری در محیط داشت، باران به صورت معتدل در تمام نقاط زمین می بارید، ولی از آن زمان که بشر به بهانه هایی مثل پیشرفت علم و تکنولوژی دخالت افراطی در طبیعت را آغاز کرد حرارت در زمین تغییر کرده و در نتیجه بجای مدیریت بارش، در بعضی نقاط طوفان می شود و سیل خرابی به بار می آورد و در عوض در نقطه ای دیگر، سال‌های سال بارشی نیست و تمام علائم حیات به سمت نابودی می رود و اعتدال حیات در خطر قرار می گیرد. پس باید ابعاد لذت را شناخت تا اولاً تمام جوانب لذت را به دست آورد و ثانیاً این مقدار را در طول زندگی تقسیم نمود تا موجب ازدیاد لذت درطول عمر شود نه اینکه موجب نقص و فقر لذت گردد. وجود انسان به مانند اتاقی است محدود که در آن هر کالایی را بیشتر قرار دهیم، فضای کمتری برای قرار دادن اشیای دیگر در اختیار داریم و از آنجا که در این اتاقِ وجود باید تمام نیازمندی های زندگی وجود داشته باشد لازم است از هر کدام از این لوازم به مقدار مورد نیاز بسنده کنیم و اولویت های لذت را در نظر داشته باشیم. مثلاً همه‌ی ما می دانیم زیاده روی در لذتِ خوردن انسان را از لذت حافظه ی قوی محروم می نماید و یا زود شروع شدن لذت جنسی، زود از دست دادن این لذت را در سنین بالا تر به دنبال دارد. زیاده روی در لذت شنیدن و دیدن هر چیزی، انسان را از لذت تفکر باز می دارد و لذت بردن از کارهای پراکنده و مشغولیت های مداوم، انسان را از لذت توجه به درون خود غافل می نماید.
درست است توجه بیش از حد به یک لذت آن لذت را کهنه و دیگر لذت ها را به باد فراموشی می سپارد و کهنگی لذت ها بدترین درد است. از زمانی که لذت های هر شخصی تکراری می شود، سنین پیری او شروع گشته است، گر چه که نوجوان باشد، زیرا انسان در صورتی سلامتی اش ادامه می یابد که برای هر بُعد از وجودش، لذت آنرا در نظر داشته باشد، گرچه که در جوامع امروزی بسیاری از انسان ها ابعاد زیادی از لذت وجودشان را به فراموشی سپرده اند.
آنها که در لذت های بازاری، زیاده روی می کنند، غالباً از دوستی و محبت در درون خانواده‌ی خود بی بهره می مانند و صمیمیت‌شان به کدورت مبدّل می گردد. آنان که لذت زیاد حرافی نمودن را می چشند، لذت احترام را کمتر می چشند و آنان که لذت زور و غرور و قدرتشان را می چشند، لذت دوستی های جانی را کمتر می چشند. آنان که لذت آرایش و زیبایی های افراطی را می برند، کمتر لذت در امان بودن از چشم زخم را می برند.
به درستیکه قوانین لذت بسیار دقیق اند، گرچه که بسیاری از جاهلان خارج از این قوانین هستی می خواهند خود قانونی رسم کنند تا بیشتر و بیشتر لذت ببرند، در حالی که برای هر حس مقدار خاصی از لذت تعریف شده است که انسان ها به بیشتر از آن نیازی ندارند پس نباید حواس ظاهره را به بیش از آن عادت دهند.
با مثالی جریان را واضح تر بیان کنیم: والدین شما به مسافرتی می روند و برای ۱۰ روز شما، ۵ نوع غذا تهیه می کنند. اگر شما هر غذایی را آنقدر استفاده کنید تا تمام شود از طعم آن بیزار شده و به سراغ دیگری می روید و از مزه ی آن هم بعد از استفاده ی پشت سر هم متنفر می گردید در نتیجه در طول ۱۰ روز شما از تمام ۵ نوع غذا بیزارید ، اما اگر این ۵ نوع غذا را با برنامه استفاده می نمودید هم لذت کامل می بردید و هم بعد از این۱۰ روز، علاقه تان نسبت به تمامی غذا ها باقی می ماند .
بسیاری از انسان ها بدون توجه به قوانین هستی می خواهند خودشان طرح زندگی بریزند اما با تناقض های بیشمار زندگی تا آخر عمر دست و پنجه نرم می کنند و با این کشمکش های وجدان از عمر خود می کاهند. مثلاً در جامعه ی امروزی، هر دختری در درون خود مسئله ی حجاب را به درستی می فهمد که این حالت بهترین پوشش است اما در نظر خود بدون پوشش چادر، ظاهرش را جذاب تر، فعال تر و پر طرفدارتر می بیند ولی از بسیاری از صدمات بلند مدت این کار بی خبر و بی بهره است.
موفق ترین انسان ها کسانی هستند که طبق خلقتشان فعالیت نمایند. هیچ حیوان نر در خلقت وظیفه ی تربیت عاطفی و محوری فرزند را به عهده نمی گیرد چون می داند برای این ساخته نشده است و هیچ حیوانِ ماده دنبال مشخص کردن قلمرو زندگی نمی رود چون برای تربیت ساخته شده، انسان هم باید به این امر دقت کند باید بداند فعالیت هر شخص و شکل پوشش هر فرد باید با ترکیب چهار ماده ی خون او و سیستم بدنی و حالات روحی که خداوند در او نهاده تطبیق داشته باشد وگر نه تمام زندگی اش بسان مترسک است و به مانند شخصی است که گاهی در نقش انسان خوشحال بازی می کند و گاه در نقش انسان آرام و گاه در نقش انسان فعال … اما حقیقت وجودی او این را نمی پذیرد و هر لحظه این کار ها را پس می زند و از درون ناآرام است.
در عالم تکوین غالباً فعالیت ها و مدیریت زندگی به دست مردها سپرده شده و سیر پرورش بدست خانم ها قرار داده شده است، یعنی مهمترین امر در خلقت در فضای خانواده ها بدست خانم ها است. این سیر پرورش چند بعد دارد. یکی شکل پرورش جسمانی ، یکی پرورش روحی، که هر دو با سیستم جسمانی و روانی مادر مرتبط است، اصولاً سیستم جسمانی خانم ها به شکلی قرار داده شده که نسبت به مردها ترکیبات خونشان دارای مواد خام بیشتری می باشد، این خود باعث می شود فرزند در ایام زندگی رحِمی، بهتر تغذیه گردد و بعد از تولد از مهمترین غذا یعنی شیر مادر استفاده نماید و همچنین این شکل ترکیب خون در زنان باعث لطافت قلب و مهربانی و صبر نسبت به اذیت های کودک می شود تا مادر با مهربانی او را بپذیرد و حالات روانی کودک در دامان گرم مادر اشباع گردد، اما این سیستم بدنی زنان با فعالیت زیاد در اجتماع ناسازگار است، یعنی حرکات زیاد در جامعه و اعراض نفسانی و حالات روحی ناشی از فعالیت های روزانه ی اجتماع، باعث کاهش مواد خام خون و در نتیجه کاهش شیر و کم شدن حوصله ی تربیت فرزند می شود و در نتیجه جامعه ی امروزی و معضلات بیشمار را شاهد خواهیم بود.
در جامعه ی امروزی، این تغییر وظایف باعث از دست دادن اعتدال در بیشتر پسران و دختران گشته است. علاوه بر آن چهره ی ملکوتی عالم از جهت تکوین با این پوشش ها کاملاً ضد است.
تمام فرشتگان با هاله ای از نور پوشیده شده اند و اندام مثالی آنها قابل رؤیت نمی باشد، اما در عوض شیاطین و جنیان علاقمند به لباس های تنگ و بدن نما هستند و اصلاً به پوشش کامل علاقه ای ندارند. برای همین است که آنها به هم شکلان خود توجه بیشتری دارند و یکی از علل توجه بیش از حد هوس بازان نسبت به مد گرایان ایجاد علاقه ی جنیان است.
آری هر کسی در این پوشش ها طمع می کند و … .
همچنین باید گفت وسعت و ادامه پیدا کردن هر انسانی در مسیر ابد و همین طور فهمیدن کامل جهان و استفاده‌ی بهینه از آن فقط بستگی به این بُعد وجودی دارد، با توانایی این بعد است که انسان می‌تواند عالم‌هایی فراتر از عالم دنیا را یکی پس از دیگری طی کند. همان طور که جسم به گستردگی شهر و تنوعهایش قانع نمی‌شود و نیاز به مسافرت دارد، روح هم به این تنوع‌ها قانع نمی‌شود، مخصوصاً اگر تنوع ها، تنوع‌هایی باشند که با ذهنیتی کوچک و خیالی انتخاب شده اند که غالباً این تنوع‌ها مُهلک و مضرّند.
باید بدانیم تمام دستورات ماوراء ‌عقل، جهت و مسیر رودخانه‌ی هستی را به ما نشان می‌دهند تا با آن هماهنگ شویم و در مسیر آن از اتلاف سرمایه‌های وجود جلوگیری کنیم و به مقاصد بلندمان برسیم و زندگی را راهی سراسر بهجت و شادی ببینیم.

 

کتاب : عالمی که انسان نام گرفت
نویسندگان: سید رسول کاظمیان نژاد , محمد موحدی پور , سید ایمان منبتی

ادامه دارد…

دیدگاهی بنویسید

مطالب مشابه

عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت

"" به علاقه مندی ها اضافه شد