عالمی که انسان نام گرفت قسمت هشتم

عالمی که انسان نام گرفت/ از بهار تولد تا زمستان ‌پیری – قسمت هشتم

 

مهمترین و ضروری ترین علم آن است که برای حیات، نشاط و توانایی انسان، اساسی ترین مطالب را دارا باشد.به همین منظور قصد داریم مطالبی شامل سه بعد انسان شناسی (جسم‌شناسی، ذهن شناسی و روح شناسی)را با زبانی ساده تقدیمتان کنیم. باشد که راه گشا باشد.

 

عالمی که انسان نام گرفت قسمت هفتم

 

رابطه‌ی مزاج سنین با خصوصیّات جسمی: 
حضرت امام رضا  می‌فرمایند: (بدان ای مأمون حالت‌های بدن انسان که خداوند آن را بنا کرده و تغییر می‌کند چهار نوع است: مزاج از سن ۱۵ الی ۲۵ گرم و تر، از ۲۵ الی ۳۵ گرم و خشک، از ۳۵ الی ۶۰ سرد و خشک و پس از ۶۰ سرد و ‌تر می‌شود.) با توجه به این فرمایشات که بخشی از رساله‌ی ذهبیه است، تقسیم بندی دوره‌های مختلف سنین و مزاج هر یک، اینگونه می‌شود:
سن ۱۵ تا ۲۵ سالگی، دورانی است که در کبد خلط دم بیشتر از سایر اخلاط تولید می‌شود و کیفیات گرما و رطوبت بر بدن غالب هستند.
سن ۲۵ تا ۳۵ سالگی، دوران سن صفراء و غلبه‌ی گرما و خشکی است.
سن ۳۵ تا ۶۰ سالگی، سن سوداء و غلبه‌ی سرما و خشکی است.
از ۶۰ سالگی به بالا که سرما و رطوبت غلبه دارند سن بلغم است.
حضرت در این تقسیم بندی، سن تولد تا ۱۵ سالگی را ذکر نکرده‌اند زیرا شاکله‌ی بدن هنوز کامل نشده و بدن مرتب در حال تغییر است؛ حتی بسیاری از استخوان‌ها تکامل نیافته و شکل غضروفی دارند؛ گرچه که در این سنین بیشتر خصوصیات به سنین دم نزدیک‌تر است. در هر دوره‌ی سنی، با توجه به خصوصیات غالبِ آن (سرما، گرما، رطوبت و یبوست یا همان خشکی) خصوصیات و ویژگی‌های مناسب با آن در بدن ظاهر می‌شود. در ادامه تأثیرات سنین بر مزاج جسمی و بعضی از تأثیرات جسم بر حالات روحی را بیان می‌کنیم:بهار نوجوانی: 
فاصله‌ی ۱۵ تا ۲۵ سالگی دوران غلبه‌ی دم است، بر همین اساس در این دوره بیماری‌های خاص دموی مثل جوش‌های صورت زیاد می‌شود. جوان در فصل پاییز مشکلات کمتری دارد و در فصل بهار بد حال می‌شود. کسالت و خواب آلودگی در بهار از جمله‌ی این عوارض است که حجامت برای رفع آن بسیار مناسب است. این دوران، دوره‌ی نوجوانی و رونق جسم است و انسان خوش‌خلق و خوش برخورد است، زنده دل است و افسرده نیست. خوش بین و مصمم است، پشتکار بالایی دارد، ذهنش فعال است، میل به خواب دارد و خوابش سنگین و راحت است. دغدغه‌ی خاطر ندارد و شوخ و شاداب است، کمی خوش قول است و می‌شود به او اعتماد کرد. صبح‌ها بعد از خواب مزه‌ی دهانش شیرین یا بی مزه است‌، احساس سنگینی سر می‌کند، تعداد طبیعی نبض او ۸۰ الی ۱۰۰ تا در دقیقه است با حجم زیاد‌، کامل و پر. خواب‌های سرخ رنگ و خون‌آلود می‌بیند، زیاد خمیازه می‌کشد و بعضی اوقات کسل است اما نه به خاطر افسردگی. بعد از خواب مثل گربه عضلات خود را می‌کشد، بیشتر دچار بیماری‌های قسمت فوقانی بدن می‌شود‌، ماهیچه‌های سنگین و شلی دارد، زیاد خونریزی دارد (از بینی، لثه، زخم‌ها و…) و در محل زخم‌هایش احساس خارش می‌کند. اشتهای زیادی دارد، ولی گرسنگی را به مدت زیادی می‌تواند تحمل کند، عطش او زیاد و عرقش زیاد و گرم است. دیر عصبانی می‌شود ولی وقتی عصبانی شد دیر آرام می‌شود. بی انضباط است، شجاع و جسور است، غذا را زود هضم می‌کند و به خاطر گرمایی که دارد کمتر نفخ می‌کند. فعال و پر انرژی است، مناسب ترین آب و هوا برای او هوای پاییز یا هوای سرد و خشک است. بزاق زیادی دارد، علاقه‌مند به ادبیات و موسیقی است و استعداد شاعری دارد، اهل عشق و محبت است، بلند پروازی می‌کند و دور اندیش است. دارای توان ریسک بالایی است، سخاوتمند است، به کارهای تکراری علاقه ندارد، نوع دوست است، میل و توان جنسی بالایی دارد، این فرد با چنین ویژگی‌هایی برای کارهای تحقیق و پژوهش مناسب است.

تابستان جوانی: 

فاصله‌ی ۲۵ تا ۳۵ سالگی دوران غلبه‌ی صفراء است. در این سن انسان می‌تواند کارهای اجتماعی بیشتری انجام دهد، قدرت نفوذ بیشتری پیدا می‌کند و سن ازدواج‌، تشکیل زندگی و فعالیت‌های اجتماعی است. در این دوران انسان در نهایت قوّت است، دهان او خشک است و بعد از خواب مزه‌ی تلخی دارد، عصبی است و کم خوابی دارد، غالباً رنگ چهره‌اش زرد یا زیتونی است، دست و پاهایش به واسطه‌ی خشکی این دوران ترک بر می‌دارد، استخوان‌های برجسته‌ای دارد، خواب‌هایش کوتاه و همراه با آشفتگی است و معمولاً آتش و صاعقه یا اشیاء زرد را در خواب می‌بیند. در کارهایش عجول است، حسود و خشمگین است، زود عصبانی می‌شود ولی زود هم آرام می‌شود. از هوای شب خوشش می‌آید، به خود سخت می‌گیرد و وسواس دارد، جنب و جوش فراوانی دارد، اضطراب و دلهره دارد و بی قرار و تند و تیز است. عوارض بیماری، زود در او ایجاد می‌شود ولی زود هم درمان می‌شود. عطش زیادی نسبت به آب سرد دارد، بزاق و تعریق او کم است، علاقه‌مند به طعم شوری است، به علت گرمایی که دارد غذا را زود هضم می‌کند و دچار نفخ هم نمی‌شود. تعداد نبض او بیش از ۸۰ الی ۱۰۰ تا در دقیقه با حجم طبیعی است، اشتهای کمی‌دارد، گاهی علاقه به ادبیات و گاهی علاقه به ریاضیات دارد، گاهی عاشق است و گاهی فارغ، گاهی با اراده و گاهی سست، گاهی پر انرژی و گاهی کم انرژی، گاهی پر جرأت و گاهی آرام. آینده نگر است و گاهی خیال بافی هم می‌کند، هوای پاییز و زمستان را دوست دارد، ناآرام و دو دل است، گاهی باعث رنجش دیگران است و در برخی ابعاد تیز بین و دقیق است. مقید به اصول، منظم و حساس است، حاضر جواب و با هوش است، گاهی سخاوتمندی هم می‌کند. میل جنسی بالایی دارد ولی توان جنسی او متغیر است، پرحرف و زیاده‌گو است. انسان با این ویژگی‌ها در کارهای مدیریتی بازدهی بالایی دارد.

پاییز میانسالی: 

فاصله‌ی ۳۵ تا ۶۰ سالگی سنین غلبه‌ی سوداء است. این سن دوران حکمت، موعظه، معرفت، درایت، انتظام امور و صحت نظر در عواقب آن‌ها، درستی نظرات و آراء و ثبات رأی است و این‌ها خصوصیاتی است که انسان به آن‌ها برای پرورش فرزند، اداره‌ی خانواده و عاقبت اندیشی احتیاج دارد. در این دوران سردی و خشکی غالب می‌شود یعنی قدرت اثرگذاری و نفوذ و هیجانات دوران قبل کمتر و ثبات بیشتر می‌شود، از غم و اندوه دچار افسردگی می‌شود، دلتنگ، دل مرده و بی‌قرار است. دهانش بعد از خواب شور و بد بو است، رنگ صورت در این دوران تیره و بی طراوت است، خواب‌هایش آشفته است، اخلاق تند و زشتی دارد، به علت خشکی این دوران بدن رو به خشکی می‌رود، بی‌حوصله و بی قرار از سر و صدا است، مریض، تنها و گوشه‌گیر است. بدون دلیل می‌ترسد، زیاد حرف می‌زند و خیال بافی می‌کند، دچار تردید و دو دلی است، از کار و کوشش متنفر است، گرسنگی کاذب دارد، وسواس فراوانی دارد، زیاد فکر می‌کند، از همه‌ی کارها نا امید است و احتمال ابتلاء به بیماری‌های روانی را دارد. در تصمیم گیری‌هایش مصمّم نیست، بد قول است و زود گول می‌خورد، قدرت ابداع ندارد، لذت‌هایش زود گذر است ولی آینده‌نگری دارد. کم خواب، عاشق و شیدا است، عاشق تنهایی و خلوت است، عطش و تعریق کمی دارد، علاقه‌مند به ترشی است، خسته می‌شود ولی پر طاقت است، تعداد نبض او ۶۰ الی ۷۰ تا در دقیقه با حجم کم است، علاقه‌مند به حسابگری و مسائل فنی است، همه جوانب را در نظردارد. فصل بهار و تابستان را دوست دارد، میانه رو و محتاط است، کم انرژی است ولی بر انجام کارها مداومت دارد، تمایل کمی به معنویت دارد، همیشه در حال تفکر است، توان ریسک ندارد، انتقام جو است، میل جنسی فراوانی دارد ولی توان جسمی او کم است. بد بین، حساس و نگران است، منظم، خود خور و درون نگر است، اهل جنجال و جدل است، لجباز و یک دنده است و در انجام کارها پافشاری دارد.
زمستان پیری:
و بالأخره در ۶۰ سالگی انسان به سن بلغم می‌رسد که تا آخر عمر همراه اوست و اینجاست که قوّت بدن او کم می‌شود و بدن ضعیف و نحیف می‌گردد، در خواب مرتب بیدار می‌شود و موقع بیداری چُرت می‌زند. فراموشی بر او غلبه می‌کند، گرچه خاطراتِ گذشته‌ی دور را به یاد می‌آورد ولی حوادث نزدیک را از یاد می‌برد، از نشانه‌هایی که بلغم به دلیل سردی‌اش ظاهر می‌کند جمود می‌باشد که بدن را به سمت فناء و نابودی می‌کشاند، همان‌طور که میّت بدنی سرد دارد و با گذشت زمان آنقدر این سردی بدن را دچار جمود می‌کند که دست و پا اگر در حالتی باشند دیگر نمی‌توان آن را تغییر داد. انسان به این سن که می‌رسد روشنایی چهره‌اش کم می‌شود و رویش مو و ناخن او کاهش می‌یابد. کند و تنبل است، بعد از خواب دهانش ترش مزه است، آب بینی رقیقی دارد و آب دهانش زیاد است، ظاهر پوستش سرد و نرم است، خواب‌هایش زیاد ولی سبک است و به شدت خوش قول است. خوش گذران، آرام و ساکت است، قابل اعتماد است، هاضمه‌ی ضعیفی دارد و زیاد آروغ می‌زند، اشتهای زیادی دارد و تحمل گرسنگی را هم ندارد. عطش کمی دارد، ادرارش زیاد و تعریقش کم است ولی گاهی عرق زیاد و سردی دارد، بزاق دهانش بیش از حد است، علاقه به شیرینی دارد، عصبانیت درونی دارد، منظم، دقیق و ریزبین است. نبض ضعیفی دارد، حساب گر و محتاط است، منطقی و عاقل است، تجارت پیشه است، گذشته نگر و بدون استعدادِ ریسک است، اهل سازش است، نیاز به محبت دارد، به یاد گیری علاقه ندارد، میل و توان جنسی کمی دارد، راحت و بی قید نسبت به اکثر مسائل است. انسانی با این خصوصیات برای کارهای محافظتی خوب است.

مرگ طبیعی: 
برای حفظ سلامتی باید در بدن اخلاط را به حد تعادل نگه داشت. یعنی برای ثبات آنها در صورت کمبود باید اخلاط را تقویت کرد. برای تقویت هر کدام لازم است غذای زاینده‌ی همان ماده یا خلط را به بدن رساند. از این رو به این کار می‌گویند «تقویت به عین».
هرگاه یک یا چند ماده در بدن افزایش پیدا کند موجب بروز بیماری می‌شود. برای درمان آن بیماری باید آن ماده را کاهش داد و برای کاهش ماده‌ی اضافی باید از ضد آن استفاده کرد. مثلاً برای کاهش حرارت (صفراء) باید رطوبت را افزایش داد (از صفرا زُدا بهره گرفت) و برای کاهش سردی و خشکی باید از حرارت و رطوبت استفاده کرد (سودا زدا). از این رو به این قاعده می‌گوییم: «درمان به ضد».
توانایی روح در حال خواب در بدن نیمه فعال است و در حال بیداری کاملاً فعال است. در زمان تعادل، اخلاط چهار گانه با تمام قوا و کامل بر تن جاری است و در زمان عدم تعادل، قوا تسلطی ناقص بر بدن دارد، به این توانایی می‌گوییم روح انسانی. روح انسانی تا زمانی که گرمی اخلاط چهارگانه و بخار ارواح در بدن موجود است، در تمام بدن حضور دارد. و زمانی که تمامی بدن به سردی گرایید از بدن خارج می‌شود. از این زمان دوران مرگ تن شروع می‌شود ولی زندگی روح انسانی خارج از تن ادامه دارد. ألنَّفْسُ جِسْمانیهُ الْحُدُوثِ وَ رُوحانیهُ الْبَقاءِکتاب : عالمی که انسان نام گرفت
نویسندگان: سید رسول کاظمیان نژاد , محمد موحدی پور , سید ایمان منبتی

ادامه دارد…

دیدگاهی بنویسید

مطالب مشابه

عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت

"" به علاقه مندی ها اضافه شد