عالمی که انسان نام گرفت قسمت بیست و دوم

عالمی که انسان نام گرفت/ امواج مسموم تغذیه هر روزه بشر – قسمت بیستم و دوم

 

مهمترین و ضروری ترین علم آن است که برای حیات، نشاط و توانایی انسان، اساسی ترین مطالب را دارا باشد.به همین منظور قصد داریم مطالبی شامل سه بعد انسان شناسی (جسم‌شناسی، ذهن شناسی و روح شناسی)را با زبانی ساده تقدیمتان کنیم. باشد که راه گشا باشد.

 

عالمی که انسان نام گرفت قسمت بیست و یکم

 

انحراف در قوای ظاهره: 
انحرافاتی که دشمنان در بین بشرِ نا‌آگاه امروز تاکنون رواج داده‌اند، در شئون مختلف زندگی او خود نمایی می‌کند. گاه در ظاهر زندگی او مانند شکل ساختمان‌ها، نوع لباس، تغذیه، لوازم آرایشی، عطرها و… و گاه در باطن زندگی او مانند چگونگی ارتباط برقرار کردن در زندگی اجتماعی (جامعه‌ی بزرگ) و نوع برخورد با افراد خانواده (جامعه‌ی کوچک) خود را نشان می‌دهد. در این بخش به دنبال این هستیم تا چند مورد از انحرافاتی که در قوای ظاهره‌ی انسان (سامعه، باصره و…) بوجود آمده را متذکر شده و گامی در جهت خنثی کردن تلاش‌های دشمنان بشریت برداریم. باشد که خدا و رسولش و ائمه‌ی معصومین علیه السلام، خود دست ما را گرفته و از غوطه ور شدن در ورطه‌ی مهالک نجات بخشند:
۱-قوه‌ی باصره (بینایی): طبق تحقیقاتی که توسط محققان به ثبت رسیده است، در یک فیلم در هر ثانیه حدود ۲۹ فریم یا عکس نمایش داده می‌شود تا انسان تصویر را به صورت فیلم ببیند. اگر از بین این ۲۹ عکس که در هر ثانیه از جلوی چشم می‌گذرد یکی از فریم‌ها عکس مبتذل باشد، چشم به آن توجه ندارد اما مغز آن را دریافت می‌نماید.
دشمنان بشریت با بهره‌گیری از این خصوصیت، با گنجاندن تصاویری مستهجن و غیر اخلاقی در بین این فریم‌ها و با توجه به قابلیت بالای مغز انسان، ذهن بیننده را مخدوش نموده و تأثیرات منفی غیر قابل جبران بر روی او می‌گذارند. شاید فرد بیننده واقعاً یک برنامه‌ی علمی یا یک فیلم با موضوعی مثلاً فرهنگی و اخلاقی را ببیند اما بعد از مشاهده متوجه می‌شود که این فیلم به طور نامحسوس بر روی او اثر شهوانی گذاشته و او را متأثر نموده است. این همان چیزی است که امروزه بین رسانه‌های تبلیغاتی وابسته به غرب بسیار مورد توجه است که نتیجه‌ی آن را می‌توان در بین جوانانی که بیش از پیش به مسائل جنسی و غیر اخلاقی روی آورده اند، مشاهده کرد. جوان‌هایی که خود، علت قدم نهادن در این سیر را درست به یاد نمی‌آورند و نمی‌دانند که ناخواسته این علاقه‌ها در آن‌ها ایجاد شده و آن‌ها بیش از یک نمونه‌ی آزمایشگاهی نیستند.
تماشای هر صحنه‌ای، هر رنگی و دیدار هر چهره‌ای و خوراکی‌ای انعکاسی در ذهن پدید می‌آورد که موجب بروز حالتی می‌گردد؛ این حالت ممکن است سرور و نشاط را فراهم آورد و یا اینکه غم، تأسف، نگرانی، بی‌حالی و بی‌انگیزگی ایجاد کند؛ می‌تواند زمینه‌ای برای تفکری عبرت‌انگیز، وجدآفرین، و تصمیم اراده‌ای مصمم پدید آورد و یا اینکه موجب سستی، رخوت، پشیمانی و نفرت گردیده و بذر یأس و ناامیدی را در روح و روان انسان بکارد.
بنابراین رنگ‌ها مزاج دارند و چهره‌ها و صورت‌ها انرژی دارند. مزاج آنها تعریف شده است و اثرات مثبت و منفی آنها در زندگی انسان انکارناپذیر است.
انسان موظف است خود را در معرض رنگ‌های مناسب قرار دهد و از تماشای رنگ‌ها و چهره‌های نامناسب و ناسازگار با طبیعت خویش پرهیز نماید. اگر چنانچه چنین قاعده‌ای رعایت نگردد همچنان که خوردن غذاهای نامناسب موجب بروز بیماری می‌گردد، تماشای رنگ‌های نامناسب نیز در فرد بیماری ایجاد می‌کند.
رنگ آبی آسمان رنگ اعتدال است و موافق با مزاج همه‌ی انسان‌ها. اکثریت مخلوقات حیوانی رنگ آبی آسمان را دوست دارند.
رنگ سبز نیز رنگی معتدل است و گرایشی به سوی گرمی دارد، گرمی آرام‌بخش. هرگاه در معرض دید انسان‌های ناامید قرار می‌گیرید، از پوششی سبز رنگ استفاده کنید. نیاز است انسان‌های افسرده را در مناظر سبز رنگ مانند باغ‌ها قرار داد.
رنگ سفید سرد است، و موجب انعکاس سردی در روح و روان و بدن می‌گردد.
رنگ سیاه نیز سرد است. سردی رنگ سیاه بیشتر از رنگ سفید است از این رو می‌توان گفت رنگ سیاه سرد و خشک و رنگ سفید سرد و ‌تر است. تماشای مستمر این رنگ‌ها سردی اندیشه و ناامیدی و غمگینی می‌آورد.
رنگ قرمز رنگ گرم است، گرمی تحریک‌کننده. تماشای گلزارهای با رنگ قرمز گرمابخش است و انرژی می‌دهد و شادی می‌آفریند. صحنه‌های سراسر با پوشش گلگون حرارت‌زا و تحریک‌کننده بوده و موجب طغیان و فوران گرمی و انرژی می‌شود و برای انسان‌های گرم مزاج زیان‌بخش است.
رنگ زرد، زرد روشن، و نارنجی نشاط ‌بخش است.
رنگ آجری، رنگ خاکی، گندمگون – به سوی روشنی و تیرگی – رنگ اعتدال و آرامش است.
افراد باید به تناسب شرایط مزاجی، خود را در معرض تماشای رنگ‌های متفاوت قرار دهند و از تماشای دائمی رنگ‌های خاصی پرهیز نمایند.
در فیلم‌ها چگونگی ترکیب رنگ‌های مختلف در یک زمینه و یا ترتیب دیدن چند رنگ خاص پشت سر هم حالتی هیجانی را به صورت ناخودآگاه در انسان ایجاد می‌کند که از این موضوع در فیلم‌های غربی برای ایجاد حالت‌های روانی و ضد اخلاقی به خوبی استفاده می‌شود. از همین مطلب در انتخابات کشور‌های غربی، جهت القای شخص مورد نظر خودشان در اذهان عمومی بهره می‌گیرند؛ یعنی در بین فریم ها، عکس شخص یا سخنان تأیید کننده‌ی شخص را با رنگ‌های خاص جا سازی می‌کنند تا مردم به طور ناخود آگاه به سمت انتخاب آن شخص میل پیدا کنند.
نکته‌ی بعد اینکه نحوه‌ی بررسی اشیاء در مغز به صورت ابعادی است؛ مثلا شما اگر سه حرف خ ر س را به ذهن بدهید، ذهن دو کلمه‌ی سرخ و خرس را به شما تحویل می‌دهد؛ همچنین شما اگر کلمه‌یسرخ را بخوانید یا بشنوید در ذهن شما به صورت ناخودآگاه تصویری از خرس هم ایجاد می‌شود. دوست نمایان غربی با توجه به این توانایی مغز، جملات و کلماتی را در موضوعات مختلف علمی، داستانی و اعتقادی و ترانه‌ها طراحی کرده‌اند که بر عکس خواندن آن‌ها مضامین انحرافی و ضد دینی را به ذهن انسان القاء می‌کند و انسان را ناخودآگاه به آن سمت سوق می‌دهد. این کلمات و جملات گاه در روزنامه‌ها و مجلات، گاه در کتاب‌های علمی و گاه در شعر‌های رپ و راک دیده می‌شود.
مزاج چهره‌ها: 
تماشای چهره‌ی پدر و مادر گرمابخش و اعتدال‌انگیز است. اگر چنانچه پدر و مادری مؤمن باشند، تماشای صورت آن‌ها انرژی‌زا، افزایش دهنده‌ی گرمای تن و روان و روشنی‌بخش چشم فرزندان است. تماشای چهره‌ی انسان‌های مؤمن گرمابخش است، رؤیت انسان‌های ناسپاس، ظالم، کینه‌ورز، پلید، سردی‌زا و یأس‌آفرین است، تماشای چهره‌های زشت نیز سودازاست و موجب بروز عصبانیت می‌شود؛ لذا از دیدگاه تربیتی اسلام نباید برای طفل دایه‌ی زشت انتخاب کرد.
تماشای صفحات آکنده از حروف آسمانی گرم است و موجب افزایش نور بینایی می‌شود. تماشای صفحات قرآن مجید گرمابخش است. مطالعه‌ی نامه عشق‌آفرین، محبت‌انگیز و مهرافزا، گرمابخش است.
دیدار صحنه‌های نفرت‌انگیز، ظلم، جنایت، سردی‌بخش است. تماشای صحنه‌های جنسی انسانی و حیوانی سوداء زاست و فرد بیننده را به سمت نخوت و انزوای ناشی از آن سردی سوق می‌دهد – هر چند خود را به ظاهر شاد و با طراوت نشان دهد. این صحنه‌ها گرم اول و سرد آخر است، یعنی در بدو امر موجب گرمی و تحریک می‌گردد و سپس سردی می‌آورد، از این رو موجب سستی پایدار در جسم و روان می‌گردد.
تماشای چهره‌ی نامحرم و صحنه‌ی گناه، به شدت سرد و خشک است، و سردی آن در عمق جسم و روان نفوذ می‌کند. نگاه حرام شلیک تیری است مسموم از تیرهای ابلیس که بر جان و تن انسان می‌نشیند و سَم آن نفوذ می‌کند و تا دیرزمانی در بدن کارگر است.
عرفا چشم از تماشای چهره‌ها می‌پوشانند و اجازه‌ی ورود پرتوهای منفی حرام به جسم و روان خود نمی‌دهند.
خداوند تبارک و تعالی دستور می‌دهد تا چشم را از تماشای صحنه‌های حرام بپوشانیم قُل‌لِلمُؤمِنِینَ یَغُضُّوا مِن أَبصَارِهِم . در فرهنگ فارسی اصطلاح «چشمهایت را درویش کن» یک اصطلاح فراگیر است که باید تأکید گردد تا رایج شود. در فرهنگ غرب نیز تماشای صحنه‌های مختلف افعال دیگران تجاوز به حقوق آنان تلقی می‌گردد.
به هر حال چشمان انسان دریچه‌ی کوچکی است که با آن تمامی وسعت جهان طبیعت را به سوی تن و روان فرا می‌خواند. شایسته است که تن و روان خود را با ورود هر گونه آلاینده‌ای آلوده نسازیم و منظر خود را با پنداری همراه سازیم تا هر آنچه می‌بیند جلوه‌ای از جمال حضرت دوست باشد.
به دریا بنٟگرم دریا ته ویٟنم
به هر جا بنٟٟگرم کوه و در و دشت
به صحرا بنٟگرم صحرا ته وینم
نشٞان از قامت رعنا ته ویٟنم-قوه‌ی سامعه (شنوایی):

اصوات حاوی پیام‌هایی هستند و پیام‌ها حامل انرژی که به صورت پرتوهای مداوم و همیشه زنده و فعال مانند گازهای ناپیدا در طبیعت در حرکت هستند؛ با عناصر طبیعت ترکیب می‌گردند و از آن‌ها عناصری پویا، کارآ، فعال، مفید و یا عناصری مضر، مسموم‌کننده و فسادانگیز پدید می‌آورند. اثرات اصوات، پایدارند و هیچ‌گاه از طبیعت محو نمی‌شوند. کارآیی و انرژی‌زایی اصوات از تمامی عناصر طبیعت بیشتر است. اثرات مثبت اصوات بسیار اعجاب‌انگیز و روح‌بخش و جان‌فزا و اثرات تخریب کننده‌ی آن‌ها نیز بسیار سریع، عمیق و ماندگار است.
اصوات گاهی در قالب حروف شکل می‌گیرند و حامل مفاهیمی ویژه می‌گردند، مانند زبان‌های گوناگونی که ملل مختلف با آن تکلم می‌کنند. گاهی در قالب صداهایی با آهنگ خاص که با تکرار، موجب انتقال حالتی یا پیامی و یا مفاد منظوری هستند. مانند صدای جیک‌جیک گنجشک‌ها و هوهوی کبوتران، جیرجیر جیرجیرکها و چهچهه بلبلان و بع بع بره‌ها و بزغاله‌ها و آواز خروسان سحرگاه و اوقات نماز.
و گاهی نیز صدای تنش چهار عنصر طبیعی جهان آفرینش است که هر گاه با هم درآمیزند، به سهولت و یا به خشونت موجب بروز صدایی می‌گردند. صدای فرسایش، صدای سازش مانند صدای زمزمه‌ی آب هنگامی که خود را از کناره‌های سنگ‌های صیقلی جوی گذر می‌دهد و از لابلای مجاری عبور می‌کند و یا صدای رقص برگ درختان هنگامی که با وزش باد بهاری لمس می‌شوند و یا صدای خروشان آب دریا هنگامی که طوفان او را به صخره می‌کوباند، و یا صدای بارش باران هنگامی که قطرات رحمت الهی به صورت پیوسته بر سر طبیعت و انسان فرو‌می‌ریزد و یا صدای غرّش ابر آن هنگام که با ابری دگر برخورد می‌کند و یا صدای دهشتناک دل کوه و دشت هنگامی که امواج زلزله آنها را جابجا می‌کند یا صدای مهیب سیل هنگامی که از دل کوه فرو می‌ریزد.
و زمانی هم صدای صنع است که از تلفیق ابزار طبیعی با صنعت و هنر انسان پدید آمده است؛ مانند صدای دمیدن نفس نی‌نواز در منافذ نی هنگامی که با انگشتان خود آن را تنظیم می‌کند و با انعطاف لب‌های خود بر دمیدن آن می‌کاهد و می‌افزاید.
مزاج صداهای طبیعت: 
تمامی صداهای آرام و مداوم طبیعت گرم‌اند و انرژی‌بخش. از صدای زمزمه‌ی برگ درختان بید هنگام وزش باد تا صدای جَرَیان آب جوی در جویبارها، از صدای کِرکِر کبک‌ها در دامنه‌ی کوه‌ها و تپه‌ها تا صدای آوای خروس هنگام سحرگاه و چاشت. البته آوای حیوانات در هر زمان حاوی پیامی ویژه است که به بحث پیرامون آن در جایی دیگر باید پرداخت. اما اصول کلی حاکم بر آن این است که آوای صبحگاهان پرندگان، جنجال گنجشکان بر شاخه‌های درخت حیاط خانه، و جیرجیر شبانگاهی جیرجیرک‌ها و صدای غورغور قورباغه‌ها حاکی از سپاسی مداوم در هنگام خلوت ذکر است و صدایی گرم و امیدبخش. به طور کلی می‌توان گفت صدای موسیقی طبیعت آوای سپاس است و فریادها، فریاد هشیاری است.ألنَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدانِ «ستاره و درختان سر بر سجده‌ی خدای می‌سایند».
صداهای مهیب و ترسناکِ طبیعت، سرد اند؛ مانند صدای مهیب رعد و برق، صدای زلزله از اعماق زمین و فراخنای کوه، صدای غرش عظیم سیل بنیان‌کن. از این رو پس از شنیدن چنین صداهایی باید غذاهای گرم مزاج تناول کرد و نوشیدنی‌های گرم نوشید. برخی از اوقات نوشیدن فلزات خیلی گرم را توصیه می‌نمایند. مانند نوشیدن آب طلا (سکه طلای تمیز را مقدار ۱۴ دقیقه در لیوان پر از آب بیاندازید و سپس آب را بنوشید).
باید با هر حادثه‌ی رعب‌انگیز طبیعت نماز آیات خواند که با خواندن این نماز تن و روان با گرمای عبادت آرامش می‌یابد.
مزاج صداهای صنعتی: 
تمامی صداهای صنعتی سرد اند، گرما زدا و سوداء ساز که موجب خستگی جسم شده و غلظت خون را فراهم می‌سازند. کلاً انرژی تن انسان را می‌گیرند. مانند صدای موتور کارخانجات، موتور اتوموبیل‌ها، هواپیما که توان آلایندگی فوق‌العاده‌ای دارند. و با سرعت زیادی سوداء در بدن پدید می‌آورد. در نتیجه موجب بیماری‌هایی مانند وِز وِز گوش، خستگی اعصاب، سردرد، کم حوصلگی، استرس‌پذیری، فراموشی مقطعی، لرزش اندام، کم‌خوابی و تفکرات و رفتارهای سوداوی می‌شوند که این‌گونه تفکرات موجب می‌گردد انسان بیش از حد به یک موضوع توجه نماید و سخت‌گیری غیرمعقول، تردید و پافشاری بی‌منطق روی موضوعات داشته باشد و همچنین احتیاط‌ها و یک سو نگری‌های منفی و افراطی در پندارها و رفتارهایش بروز کند.
مزاج نواهای موسیقی: 
نواهای موسیقی همه دارای توان ایجاد گرمی و سردی و خشکی در تن و روان انسان هستند. هر نوایی که موجب شور و نشاط و حرکت شده و ضربان نبض را افزایش دهد، نوای گرم تعریف می‌شود و نیز هر نوایی که موجب سستی، رخوت، سردی و غم گردیده و ضربان نبض را کاهش دهد، نوای سرد تعریف می‌شود. هر نوایی که موجب ایجاد واکنش سریع گردد، و انسان را از حالت آرام شور و نشاط خارج سازد و باعث بروز واکنش‌های سریع گردد، نوای خشک تعریف می‌شود، اگر این واکنش از سر عشق و نشاط و امید و انرژی بود گرم و خشک و اگر از سر غم، نومیدی، یأس، و دارای حس گریز، از خود بیخود شدن و رفتارهای غیرعادی گردد، سرد و خشک تعریف می‌شود.
براساس این معیارها نواهای موسیقی شرقی بیشتر دارای مزاجی گرم هستند. دستگاه‌ها و سازها سازمان‌های موسیقیایی را ارائه می‌دهند که گرمی و نشاط می‌بخشد، اشعار و نت‌هایی که در این دستگاه‌ها به کار گرفته می‌شوند در ایجاد مزاج موسیقی از حیث گرمی و سردی کمک کننده هستند. همچنین نوع صداها و زیر و بم بودن صدا نیز نقش بسزایی در این زمینه ایفا می‌کند. صداهای بم، گرم و صداهای زیر، سرد هستند. از این رو تمامی ادوات موسیقی شرقی شامل نی، ضرب چنگ، عود، دف، سه تار، تار و… ادواتی هستند که صداهایی گرم متصاعد می‌کنند.
دستگاه‌هایی همچون نوا، شور، ماهور، همایون، اصفهان، بیات ترک، سه‌گاه، چهارگاه و… که از نظامی هماهنگ، آرام و آهنگین در موسیقی تبعیت می‌کنند، دستگاه‌هایی گرم‌اند.
دستگاه‌های موسیقی غربی، جاز، دارای ویژگی متمایزی هستند؛ این ویژگی را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد؛ اول اینکه موسیقی جاز آنجا که از خاستگاه طبیعی برخوردار است و از ادوات موسیقی مصنوع بهره می‌گیرد، نوایی گرم ارائه می‌دهد، و هرگاه موسیقی جاز از ادوات صنعتی بهره می‌گیرد نوایی سرد بروز می‌دهد، یا با تنظیم نت‌های الکترونیکی با فراز و فرودی غیرطبیعی، موجب گرمی و خشکی می‌گردد، و از تکرار یک نت و یا ضربه موسیقیایی یکنواخت و به تواتر که باعث ایجاد سوداء می‌شود. مانند شنیدن پیوسته‌ی صدای پیوسته‌ی زیر و هیجانی در یک دستگاه موسیقی که موجب بروز حرکات جنبشی ناخواسته می‌گردد.
به طور کلی می‌توان گفت دستگاه‌های موسیقی غربی گرم اول و سرد آخرند، یعنی در ابتدا موجب بروز گرمی و انرژی می‌گردند و سپس سستی و رخوت در تن پدید می‌آورند، از این رو طرفداران موسیقی غربی مانند معتادانی هستند که به طور پیوسته باید به این نواها گوش بسپارند، و در صورت نبود صدا، بدن را خالی از انرژی حرکت‌بخش می‌پندارند.
البته بکارگیری ادوات موسیقی صنعتی توانسته است موسیقی شرقی را نیز دچار سردی‌بخشی و سوداء آوری نماید. بکارگیری ادوات موسیقی الکترونیکی در شیوع موسیقی رپ و آهنگ‌هایی با توازن تند پیوسته که اخیراً در کشورهای شرقی نیز به کار گرفته می‌شود، موجب خروج موسیقی از نظام آهنگین و گرمابخش گردیده و زمینه‌های سردی‌بخشی، اباهیگری و سوداءزایی را فراهم ساخته و حالت برون‌گرایی پدید آورده است. این در حالی است که موسیقی اصیل شرقی آرامشی درون‌گرا پدید می‌آورد و روح انسان را به سوی یک انرژی انباشته هدایت می‌نماید.
بحث پیرامون مزاج موسیقی یک بحث عمیق و همه جانبه فرهنگی- طبی است که لازمه‌ی آن شناخت دستگاه‌ها، ادوات موسیقی و پی بردن به فلسفه‌ی موسیقی و فهم نقش اصوات در دگرگونی و کارآیی سلول‌های بدن انسان است. ما قطعاً در این چند جمله‌ی کوتاه نمی‌توانیم مقصد این بحث را تحقق بخشیم، فقط منظور ما ارائه‌ی نشانی بود که از طریق آن بتوان به اثرات گرمابخشی و یا سردی‌زایی آن پی برد.
انسان‌ها وقتی به سن سردی می‌رسند بیشتر از نواهای شرقی لذت می‌برند؛ در حالی که در سن گرمی یعنی در سن جوانی از دستگاه‌های سرد و خشک (سوداء زا) بیشتر استقبال می‌کنند. شناخت مزاجِ سازها و دستگاه‌ها برای تجویز آن‌ها و احیاناً ترک شنیدن آن‌ها برای افراد ضروری است.
در آهنگ‌های ذکر شده غربی اعمالی شیطانی برای اغفال مردم بیننده و شنونده‌ی کنسرت‌ها و نوار‌ها طرح ریزی شده است. این پیام‌های شیطانی هم در حین خواندن متن شعر و هم به صورت پنهانی در پشت نوار کار گذاشته شده و قابل درک است. منظور از پشت آهنگ این است که همان نوار وقتی از انتهاء به ابتداء با دور کُند پخش شود مطلبی یا عبارتی دیگر با مضمونی کاملاً منحط و شیطانی به گوش می‌رسد. این چرخش چپ به راست نوار کاست همه‌ی مسائل را روشن خواهد کرد.
به عنوان مثال در چرخش طبیعی یک نوار کاست چنین خوانده می‌شود: ((…بوی عطر تو چه دل پذیر است…))؛ ولی دقیقاً پشت همین قسمت در حال برعکس شنیدن، متن چنین می‌شود: ((…شیطان خداوند ماست…)) که این مسئله از دید شنونده‌ی عادی، کاملاً غیر منطقی است ولی در حقیقت وجود خارجی دارد. این مسئله فقط وقتی قابل درک است که بتوان فهمید چگونه چند کلمه‌ی مبهم و اغلب بدون معنی در بر عکس شدن حروفشان می‌توانند تحریک کننده یا شیطانی باشند.
برجسته ترین نسخه‌ی این نوع کارها را می‌توان در آهنگ ((لایس لابونیتا)) از ((مدونا)) خواننده‌ی زن آمریکایی دید که قسمت‌هایی از این آهنگ به زبان اسپانیولی خوانده می‌شود. وقتی خواننده به زبان اسپانیولی کلمه‌ی ((گوموبرگن)) را تکرار می‌کند، در همان قسمت پشت نوار عبارت: ((…به من، شیطان، گوش بده…)) تکرار می‌شود. خوانندگان پاپ و راک مدام در آهنگ‌های خود این واژه‌ها را به کار می‌برند: ((به جهنم خوش آمدید، سرودی از جهنم، محکوم به جهنم، توی جهنم بسوز، شاهزادگان جهنمی، نگهبان جهنم، می‌خواهم به جهنم بروم، زنگ‌های جهنم))؛ گرچه در تأثیر مخرب این موسیقی‌های شیطانی به خودی خود، بر اعصاب و ذهن و شخصیت مردم هیچ شکی نیست.
در موسیقی راک و پاپ و هوی متال، متون کفر آمیز زیادی دیده می‌شود. در این موسیقی‌ها جملاتی همچون: ((…من عیسای مسیح فریب دهنده را انکار می‌کنم و از او متنفرم و…)) آمده است.
در آهنگ ((سوگند)) خواننده‌ی راک می‌گوید: ((ما با ارواح شریر تسخیر شده‌ایم.‌ای خدا… ما بر روی برگزیده‌ات تُف می‌کنیم و در دست راست شیطان می‌نشینیم!)). در کتاب شیطان پرست‌ها نوشته شده است: ((زندگی یعنی شهوت. شیطان خدای توست. ما حیوانات هم جنس خوار هستیم!))؛ و از این قبیل جملات.
از این گذشته اجتماعات و مراسم شیطان پرستان در روز‌های شنبه برگزار می‌شود که این روز از نظر یهود روزی مقدس است!
گروه‌های منحط غربی، با جای دادن جملاتی با مضامین انحرافی، مخاطب خود را به سمت اغراض فاسده‌ی خود سوق می‌دهند و با استفاده از این حربه‌ها مشکلات روانی بسیاری را برای جوانان و نوجوانان ایجاد می‌کنند تا امروزه بازار روان پزشکان بسیار گرم و داروهای کمپانی‌های داروساز غربی پر فروش‌تر از هر زمان در بازارهای جهانی ارائه گردند.
مطلب دیگر اینکه، قوه‌ی شنوایی انسان قادر به دریافت امواج خاص بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز می‌باشد؛ اصوات بالاتر و پایین‌تر از این مقدار برای انسان قابل شنیدن نیست، اما در مغز انسان ضبط و ثبت می‌گردد. آزمایش‌های دانشمندان صحت این مطلب را تأیید می‌کند. در یک بانک که بسیار مورد سرقت قرار می‌گرفت با پخش کردن کلمات ترساننده و بازدارنده با فرکانسی بالاتر از ۲۰۰۰۰ هرتز که شنیده نمی‌شد سرقت از آن بانک را به حداقل ممکن رساندند.
در یکی از بزرگترین فروشگاه‌های مواد غذایی آمریکا هم پس از مدتی فروش نوشابه‌ی کوکاکولا به طور غیر طبیعی و به صورت قابل توجهی بالا رفت. این اتفاق برخی محققین را بر آن داشت تا با بررسی دقیق موضوع، از رمز و راز ماجرا پرده بردارند. آن‌ها پس از تحقیقات زیاد و مداوم به این نتیجه رسیدند که صاحب فروشگاه، با پخش نمودن موسیقی آرام و بدون متن که متعلق به کمپانی کوکاکولا بوده ذهن و افکار مشتری خود را به طور ناخود آگاه متمایل به خرید و مصرف نوشابه‌ی کوکاکولا می‌نمود. آن‌ها زمانی که این موسیقی را با دستگاه مخصوصی با سرعت بسیار کند پخش کردند متوجه شدند که در بین این آهنگ صدای شخصی شنیده می‌شود که مدام از نوشابه‌ی کوکاکولا صحبت می‌کند و جملاتی همچون ((نوشابه‌ی کوکاکولا بسیار خوشمزه است، من نوشابه‌ی کوکاکولا را دوست دارم)) و چندین جمله‌‌ی مشابه این‌ها را تکرار می‌کند و ذهن از آنجایی که از تمام امواج در عالم، حتی آن‌هایی که غیر محسوس به حواس خمسه‌ی ظاهره می‌باشند متأثر می‌شود، با تأثیرپذیری از این اصوات فرد را علاقه مند به خرید و مصرف نوشابه‌ی کوکاکولا می‌نمودند.کتاب : عالمی که انسان نام گرفت
نویسندگان: سید رسول کاظمیان نژاد , محمد موحدی پور , سید ایمان منبتی

ادامه دارد…

دیدگاهی بنویسید

مطالب مشابه

عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت