عالمی که انسان نام گرفت قسمت بیست و یکم

عالمی که انسان نام گرفت/ امواج مسموم تغذیه هر روزه بشر – قسمت بیستم و یکم

 

مهمترین و ضروری ترین علم آن است که برای حیات، نشاط و توانایی انسان، اساسی ترین مطالب را دارا باشد.به همین منظور قصد داریم مطالبی شامل سه بعد انسان شناسی (جسم‌شناسی، ذهن شناسی و روح شناسی)را با زبانی ساده تقدیمتان کنیم. باشد که راه گشا باشد.

 

عالمی که انسان نام گرفت قسمت بیستم

 

گاه تو جوانه‌ی ریزی هستی که بادهای نه‌چندان تند هم تو را بر ‌می‌کنند و گاه درخت تنومندی گشتی که در کنار تنومندان دیگر، صلابت طوفان‌ها را می‌شکنی و آن ‌را نرم و رام می‌کنی تا آسیبی حتی به ریزترین جوانه‌ها هم نزنند، آری، جوانه نمان، ‌که این ره‌گذر طوفان‌هاست.
آنچه را که خداوند از انسان ترسیم می‌کند، صد‌ها برابر گسترده‌تر است از آنچه امروزه از انسان تعریف میکنند. آیا عامل این محدودیتها در تعریف انسان را شناخته‌ایم؟ آیا مسیری در جهت رسیدن به مهمترین و دقیقترین تعریف از انسان در دست داریم؟ مسیری که تا بی‌نهایت انسان را باز گو کند، و در لحظات سخت و دلهره آور به ما آرامشی عطا کند و ما همان شویم که خواسته‌ایم و پیمان بسته ایم، که این چنین بازیچه‌ی شرق و غرب نباشیم. شاید انسانِ امروز، در سیری آزموده شده و از پیش تعیین شده گام بر می‌دارد! شاید دیگر خودش نیندیشد، خودش علاقه مند نگردد وخودش مسیری را ترسیم نکند!
بیایید خود را باز سازی کنیم و بفهمیم، آیا ما را می‌نویسند، یا ما خود دست به قلم برده‌ایم؟
…آنچه را که علم امروزی درباره‌ی توانایی انسان می‌گوید، صد‌ها برابر وسیع‌تر از استفاده‌ی انسان امروزی از خود است و آنچه را که وحی در مورد انسان بیان می‌نماید، صد‌ها برابر گسترده‌تر از توانایی باز گو شده درباره‌ی انسان در علم امروزی است پس بیایید خود را دریابیم.
چرا تعجب می‌کنیم زمانی که می‌شنویم دانشمندی در نقطه‌ای از جهان به تأثیر کلمات، دعاها، صداها و حالات مختلف انسان در نظم مولکولی آب دست یافته است؟! چرا تعجب می‌کنیم زمانی که می‌شنویم روان‌شناسان، فیزیکدانان و دانشمندان از تأثیر مستقیم افکار و مشغولیت‌های انسان بر زندگی او صحبت می‌کنند؟! چرا تعجب می‌کنیم زمانی که می‌شنویم در پیشرفته‌ترین کشورها مردم برای کسب آرامش در زندگی خود به سنت‌های شرقی رو آورده‌اند! در حالی که مباحث بسیار عمیق‌تر از این‌ها را ابَر قدرت‌های شرق و غرب از دست‌آوردهای ما ربوده‌اند و سال‌ها پیش از این به تجربه کشیده اند و در بین انسان‌ها آزمایش نموده‌اند. اما حیف که این علوم همچون تیغی است در دست زنگیِ مست که هر لحظه به ضرر بشر استفاده می‌گردد و ما در خواب خوش خرگوشی…
به عنوان نمونه به یکی از قابلیت‌های کوچک مغز انسان در تصویر برداری از اشیاء اطراف اشاره می‌کنیم که غرب از آن برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌نماید. اگر انسان به سرعت به دور خود بچرخد شاید چشم چیزی را نبیند و فقط هاله‌ای از اشیاء را احساس کند و بگوید چیزی را ندیدم، اما چشم او تمام نقاط و تصاویر اطراف را با تمام جزئیاتش عکس برداری نموده (چندین هزار عکس در ثانیه) و در قسمتی از مغز نگهداری می‌نماید و حتی از آنها قوی‌ترین اثرها را می‌پذیرد و در زمان‌های استراحت آن‌ها را پرورش می‌دهد. این مطلب نه تنها در مورد تصاویر و بینایی است، بلکه در صداها و کلمات و حروف نیز چنین رازی نهفته است. شاید در بسیاری از موسیقی‌ها گمان کنیم که ما فقط یک صدا را می‌شنویم اما این فقط در محدوده‌ی شنوایی انسان است. حد ادراک مغز انسان بسیار بالاتر از این هاست و این نکته‌ای است که دوست نماهای غربی آن را از ما به یغما برده‌اند و بیشترین استفاده‌ها را از آن می‌برند.
اما کسانی می‌توانند تمام تصاویر ذخیره شده در قوه‌ی خیالِ مغز را ادراک کنند که هر چه بیشتر، جسم و ذهن و روحشان هماهنگ و هم جهت شده باشد.
آنچه را که علم نیمه جان امروز یافته این است که، عکس برداری چشم و همینطور ادراک مغز معادل حداقل بیست هزار صفحه در دقیقه می‌باشد، این مقدار قابلیت با استفاده‌ی حداقل انسان امروز، اصلاً قابل قیاس نیست؛ چرا که انسان امروز، در حد تمرکز ذهن توقف کرده و هنوز به توجه نرسیده است! تمرکزی که ادیان مختلف به آن رسیده‌اند تنها هماهنگی دو بعد جسم و ذهن است. اما توجه در مکتب شیعه هماهنگی سه بعدِ جسم و ذهن و روح با تمام نظام هستی و با خداوند متعال است. انسان اگر به توجه رسید، فراتر از آنچه دانشمندان امروز در رابطه با انسان یافته‌اند قدم می‌گذارد.
انسانِ امروز ضعیف‌ترین گیرنده‌ها و نیز ضعیف‌ترین فرستنده‌ها را برای خود ایجاد کرده است؛ از همین روست که از کمترین محرک‌های مضر، تأثیر می‌پذیرد و فکر او را با استفاده از تصاویر مخفی در فیلم ها، و با اصوات خارج از محدوده‌ی شنیدار، و گاه ترکیبات حروف در نوشته‌ها تخریب می‌کنند.
و این انسانِ به ظاهر پیشرفته‌ی امروزی که در این تأثیرات ناخودآگاه دیگران غرق شده و موش آزمایشگاهی شرق و غرب گشته است، راهی جز رشد و هماهنگ کردن سه بعد وجودش برای بیرون آمدن از مهالک ندارد. راهی که طی کردن آن، انسان را از توانایی حقیقی‌اش آگاه می‌سازد و فرصت را از دیگران برای تسلط و ایجاد مشغولیت در وجودش می‌رباید.

تأثیر و تأثّر در سنین مختلف (نوجوانی، جوانی و…): 
باید گفت سن نوجوانی سن ورودی‌ها و تأثیر پذیری‌ها و ذخیره سازی هاست. اساسی‌ترین دوران پرورش جسم، ذهن و روح در همین سنین است که انسان نو پا می‌خواهد نرم افزارهای لازم و ضروری زندگی ۱۲۰ ساله را در مغز خود نصب نموده و آن را راه اندازی نماید. این سیر که تا حدود ۲۵ سالگی ادامه پیدا می‌کند، سن خون‌سازی و رشد است و بهترین زمان شکل‌گیری پایه‌های ذهنی و روحی است. آری! سن شادابی، تحرک، سلامتی و تیز هوشی. و سنین ۲۵ الی ۴۰ سال دوران محکم شدن اندام و تأثیرگذاری‌هاست.
اما سؤالی اساسی گاه ذهن انسان را به خود مشغول می‌سازد، که چرا بسیاری از انسان‌ها تا قبل از ۳۰ سالگی که در سنین گرم هستند حالات انسان‌های مسن را به خود گرفته و از آن رنج می‌برند؛ حالاتی مثل ضعف جسم، بی‌طراوتی و خشکی اندام، آمادگی برای انواع بیماری‌ها، کندی ذهن و حواس، افسردگی و رکود انسان، نا امیدی، حسرت، تصور بن‌بست‌ها و… آری، سن نقصان و خرج شدن‌ها.
کلید این نکته در اینجاست که سن نوجوانی زمانی است که واگن دیگر سنین را به دنبال خود کشانده و سرعت آن‌ها را مشخص می‌نماید. هر چه تحریکات و هیجانات در این سنین بیشتر باشد انرژی بیشتری مصرف شده و اعضای رئیسه (قلب، مغز، کبد) سریع‌تر مستهلک می‌گردند و به دنبال آن انسان سنین سرد را زودتر ملاقات می‌کند. نوجوانی که در سن دم و ذخیره سازی به سبب انواع تحریکات جسمی، خود را در مسیر خرج شدن قرار داده خیلی زود‌تر از زمان مقرر به بلوغ می‌رسد. و این است همان بلوغ زود رَس که به دنبال آن سنین صفراء، سوداء و بلغم را زود‌تر می‌گذراند و نشانه‌های سنین سرد را به زودی زود تجربه می‌کند.
این همان برنامه‌ای است که دوست نماهای غربی به بشر هدیه می‌دهند. در عوض غذاهای مفید و معتدل، غذاهای محرک را تبلیغ می‌کنند. در عوضِ اصوات و شنیدنی‌های آرامش بخش همچون طنین آسمانی قرآن، آهنگ‌های مهیج و مضر و به جای ترویج علوم مفید و انسان ساز، تصاویر خیره کننده و مشغولیت آور و به جای تفریحات سازنده، فعالیت‌های مخرب و نگه دارنده (رکود آور) را ارائه می‌دهند، تا نوجوان، آتشفشانی را که به واسطه‌ی این غذاها، دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها در درونش ایجاد شده، با انواع انحرافات، سرد و خاموش نماید. باید دانست که تمامی این انحرافات به گونه‌ای است که می‌تواند ذخایر ابعاد سه گانه را که در طی ماه‌ها گرد آمده اند، به یک باره مصرف کند و انسان را در سردی خود تنها گذارد؛ حتی همین انحرافات اگر در محدوده‌ی فکر و مغز باشند به مرور زمان سرنوشت انسان را شکل می‌دهند، چون مغز شما در هر لحظه قادر است که نقطه‌ها را به خط، خط‌ها را به تصویر، تصویرها را به فیلم و فیلم‌ها را به دنیایی از وقایع و اتفاقات تبدیل نماید. اما نکته‌ی مهم این است که در این سیرِ مغز، نقطه‌ی اول چه باشد تا دنیای شما چگونه شود.
در یک کلام باید گفت مشغولیت‌های بی مورد و انحرافات ذهنی، سلامتی و هوش و عمر انسان را به کمترین اندازه‌ی خود می‌رساند.

ما و انحرافات ابعادی: 
دشمنان سعی کرده اند با ایجاد این گونه انحرافات و تغذیه‌های پنج گانه‌ی غلط (لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامه) بشریت را به سمت و سوی مرگ تدریجی سوق داده و آرام آرام او را به سوی انحطاط پیش ببرد؛ حال این مرگ تدریجی و انحطاط یا با حواس ظاهره درک می‌شود یا با حواس باطنه و یا با مقوله‌ای خارج از این دو مثل نجوم و یا حتی مدرَکاتی که نجوم هم قابلیت درک آن را ندارد که در اینجا وحی و استخاره راه‌گشای آدمی می‌باشد.
مطلب مهم دیگر اینکه آسیب دیدن انسان از فعالیت‌های مخرب دشمنان بیشتر به علت عدم رشد خود انسان است که این عدم رشد از جهل و نا آگاهی سرچشمه می‌گیرد و مقدار کمی از آن به فعالیت‌های دشمنان باز می‌گردد. صحت این موضوع را می‌توان به کمک قرآن اثبات کرد. در ابتدای خلقت انسان، حضرت آدم  در وقت هبوط از عالم عُلیی (بهشت) به عالم سُفلی (دنیا) که دلیلش خوردن از درخت ممنوعه بود، به خداوند عرضه نمی‌دارد که من به خاطر شیطان گمراه شدم بلکه خود را مقصر اصلی می‌داند و به همراه همسرش حضرت حوا اینطور می‌گوید: قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ، یعنی این هبوط ناشی از ظلم ما به خودمان است چون اگر ما قوی بودیم و به درجه‌ای از کمالات روحی رسیده بودیم هیچ گاه شیطان نمی‌توانست در وجود ما راه پیدا کند و ما را مطیع امر خود گرداند (البته اینکه حضرت آدم  در عین عصمت و دوری از خطا اشاره به ظلم خود – که از موارد خلاف عصمت یعنی خطا و اشتباه است- دارند، در جای خود بحث شده و علما پاسخ داده اند که باید به کتب اعتقادی رجوع گردد). در کنار این آیه، آیات دیگری به این مضمون در قرآن کریم وجود دارد که اشاره به افراط و تفریط نفس (که نشانه‌ی جهل انسان است: لا یُرَی الجَاهِلُ إلَّا مُفرِطاً أو مُفرِّطاً .) و حسرت نسبت به این زیاده روی دارد: أن تَقُولَ نَفسٌ یَا حَسرَتَی عَلی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللّهِ وَ إن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرینَ . قرآن کریم در جایی دیگر با اشاره به همین مطلب، بزرگترین علت رسیدن مشکلات به جان آدمی را خود او می‌داند؛ مَّا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَ مَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَّفْسِکَ و او را امر به انجام اعمالی می‌کند که بیشتر جنبه‌ی دفع ضرر دارند تا جلب منفعت، چرا که بر اساس قاعده‌ای که در نزد عقلاء به ثبت رسیده، دفع ضرر اولی است از جلب منفعت؛ در جایی که صفحه‌ی ذهن و روح انسان‌ها به غبارهای تاریکی، جهالت و دوری از اصل و اساس خود آلوده شده است. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یضُرُّکُم مَن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ
انسان فراموش کار همانطور که خوبی‌ها را می‌خواهد و طلب می‌کند در پی بدی‌ها در حرکت است، بی‌آنکه بداند با این حرکت چیز‌هایی را درخواست می‌کند که ضررهایشان را در پوشش ظاهر فریبنده خود پنهان می‌کنند. خداوند متعال می‌فرماید: یدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِیرُ
و آنجا که خواسته‌ی خیر جای خود را به خواهش‌های شر می‌دهد از خیرات دوری کرده و شرور را به خود راه می‌دهد. خداوند تبارک و تعالی خطاب به این انسان جاهل و راه گم کرده می‌فرماید: وَ یدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیرِ وَکَانَ الإِنسَانُ عَجُولًا
حال اگر این دشمنی شخص با خودش که در اثر جهالت ایجاد می‌شود که النَّاسُ أعدَاءُ مَا جَهِلُوا با برنامه ریزی دشمنان همراه شود، تمام سرمایه‌ها را از دستش خارج کرده و او را از حقایقش دور می‌سازد و دشمن نیز از همین حسِ طلب و درخواست و در کنار آن فراموشی و جهالت بهره برده و از این بی‌خبران، در راه نابودی خودشان استفاده می‌کند. و اینجاست که آگاهی، راه مقابله با جنگ مخفی و خواهش نابجاست؛ آگاهی و علمی که خیرات و شرور را معرفی کند و روش‌ها را در اختیار انسان قرارداده و او را در راهی با پشتوانه‌ی محکم به پیش برد؛ همان‌علمی‌که ‌با این‌همه مدعی، تنها در اختیار اهل‌بیت عصمت و طهارت  است، همان پدران شفیقی که هیچ گاه فرزندان گرفتار خود را تنها نمی‌گذارند.

کتاب : عالمی که انسان نام گرفت
نویسندگان: سید رسول کاظمیان نژاد , محمد موحدی پور , سید ایمان منبتی

ادامه دارد…

دیدگاهی بنویسید

مطالب مشابه

عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت