عالمی که انسان نام گرفت قسمت اول

عالمی که انسان نام گرفت/ میانبری به نام اعتدال – قسمت اول

 

مهمترین و ضروری ترین علم آن است که برای حیات، نشاط و توانایی انسان، اساسی ترین مطالب را دارا باشد.به همین منظور قصد داریم مطالبی شامل سه بعد انسان شناسی (جسم‌شناسی، ذهن شناسی و روح شناسی)را با زبانی ساده تقدیمتان کنیم. باشد که راه گشا باشد.

 

 

خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید عالَمش نام نهاد، از آن جهت که علامت‌اند بر وجود او و بر وجودِ علم و اراده و قدرت او.
هان ای عزیز! موجودات از وجهی علامت اند و از وجهی نامه، پس عالَمش نام نهاد از حیث علامت بودنشان و کتابش نام نهاد، از حیث نامه بودن آنها. آنگاه فرمود که هرکه این کتاب را بخواند، مرا و علم و اراده و قدرتم را بشناسد. در آن هنگام خوانندگان ملائکه بودند در غایتِ کوچکی، و کتاب به غایتِ بزرگی …
نظر خوانندگان به وسعت کتاب و به تمامت اوراق آن نمی‌توانست رسید، دگر بار به جهت عجز خوانندگان نسخه‌ای از این عالم باز گرفت و مختصری از این کتاب باز نوشت. اول را عالم کبیر و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و هرچه در آن کتاب بزرگ بود، در این مختصر بیاورد بی‌زیادت و نقصان، تا هرکه این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد.
آنگاه خلیفه‌ی خود را به خلافت به این عالم صغیر فرستاد، و خلیفه‌ی خدای، عقل است، و چون عقل به خلافت بنشست، جمله‌ی ملائکه‌ی عالم صغیر او را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا نمود. همچون آدم در عالم کبیر که چون به خلافت بنشست، جملـه‌ی ملائکـه او را سجده کردند الا ابلیـس که سجـده نکـرده و ابا نمود.
ای عزیز! در عالم کبیر، انسانِ عاقل خلیفه‌ی خداست، و در عالم صغیر، عقل. 
چون عقل به خلافت بنشست، خطاب آمد که‌ای عقل، خود را بشناس و صفات و افعال خود را بدان تا مرا و صفات و افعال مرا بشناسی.
پس‌ای عزیز، بر توست که هم خلیفه‌ی عالم صغیر را بشناسی، که عقل است و هم خلیفه‌ی عالم کبیر را، که عقل کل و امام است …

اعتدال انسان: 
انسان شاداب و معتدل وارد دنیا می‌شود “لَقَدْ خَلَقنَا الإنسانَ فی اَحسَنِ تَقویمٍ” و امید و اشتیاق به حرکت در او موج می‌زند که زنده و جاودانه است، می‌داند که در منزل عشق و لذت قدم نهاده، می‌داند که ترکیب وجودش فراگیر بر عالم است و توانا بر همه کار، چون در آغاز، نورِ روح بر او مسلط است؛ آری او معتدل شروع می‌کند اما…
قدم نهادن انسان در عالمی که آن را نشناخته، موجب سردرگمی او در گرما و سرمای هر لحظه‌ی عالم می‌گردد و اعتدال وجودش را به یغما می‌برد. این حیرانی و حرکت‌های پیچ در پیچ او در این سرما و گرمای عالم، عمر و استعدادهای بی‌حد و مرزش را به حداقل می‌رساند و در عوض یأس و ناامیدی از ادامه‌ی راه را به او هدیه می‌دهد. رسیدن به اهداف و یا دیر رسیدن، اثرات حرکت نکردن در مستقیم ترین راه و یا افتادن در مسیری مارپیچ است. پس چاره چیست؟ و چگونه باید حرکت کرد؟
با بررسی اجمالی اطرافمان به روشنی در می‌یابیم که جریان امور و پیوستگی آن‌ها در پی یک هماهنگی کلی، جاری می‌باشد که این هماهنگیِ سراسر عالم، از کوچک‌ترین شیء تا بزرگترینِ آن را در بر گرفته است. پس از مشاهده‌ی چنین هماهنگی، این سؤال در ذهن خطور می‌کند که این پیوستگی و هماهنگی در بین اشیاء چگونه است؟ با کمی دقت درمی‌یابیم که برای هر شیء، غایتی در نظر گرفته شده که امری از امور عالم را عهده دار است که این ارتباط میان اشیاء، جریان عالم را کامل نموده و آن را به نظام احسن تبدیل کرده است.

هر‌آنچه در عالم است: 

به هر شیء با توجه به غایتش، ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی اعطاء شده است و این خصوصیات بر اساس ترکیب اولیه در آنها می‌باشد که به ترکیب اولیه‌ی عناصر در اول خلقت مزاج می‌گوییم. پس تمام موجودات عالم دارای مزاجی مخصوص به خود هستند: سیارات و کواکب و قمرها، خاک‌ها و سنگ ها، گیاهان، میوه ها، حیوانات، لباس ها، رنگ ها، خطوط، اعداد، حروف، نوشته‌ها، افکار، اذکار، اشعار، صداها، چهره ها، سال ها، فصل ها، ماه ها، ساعات و سنین، اعضاء بدن، غذاها، داروها، بادها، شغل ها، حالات روحی، جنسیت، فعالیت ها، علوم، خواب و… حفظ مزاج یا به عبارتی همان حفظ قابلیت‌ها و خصائص هر شیء، برای رسیدن به غایتش را، در اصطلاح اعتدال گویند. پس نظم و هماهنگی این عالم نشانه‌ی اعتدال مزاج است.اعتدال همان هماهنگی سه بعد انسان: 
رسیدن به اعتدال فرضی و هماهنگ شدن سه بُعد جسم و ذهن و روح، به انسان این امکان را می‌دهد تا اعضایی سالم، ظاهری زیبا، قدرت تفکر بالا و روحی مستعد برای رشد را داشته باشد. و عدم اعتدال موجب یأس، خمودگی و کسالت می‌گردد. آری روح پرورش نایافته، وَبال جسم و ذهن فعال می‌شود که سعی در رشد دارند، جسم پرورش‌ نایافته سربار ذهن فعال می‌گردد و او را از حرکت باز می‌دارد و ذهن پرورش ‌نایافته و جسم غیر معتدل باعث کندی فردی می‌شود که می‌خواهد اخلاق و روان را در جهت رشد تربیت نماید.کتاب : عالمی که انسان نام گرفت
نویسندگان: سید رسول کاظمیان نژاد , محمد موحدی پور , سید ایمان منبتی

ادامه دارد…

دیدگاهی بنویسید

مطالب مشابه

عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت
عالمی که انسان نام گرفت